هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
375
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
گفت : « اصل اين را مرحوم اميرنظام - طاب تراه - گرفت [ و ] به تهران براى اعلى حضرت اقدس شهريارى - روحنا فداه - فرستاد . عنقريب مرحمت ملوكانه شامل حال من خواهد شد . اگر براى حضرت اقدس مستطاب ارفع و الا - روحنا فداه - هم بخواهيد ، از روى اين مسوّده « 1 » ، نوشته ، مىدهم . » سپردم بنويسد . تا آخر شب با او صحبت داشتم . شخص عاقل درستگو ، درست حرف زنى و خدمتگذار و جاننثار در راه دولت فهميدم او را . چون در مراغه ، تلگراف از جانب سنى الجوانب حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - به بنده شده بود كه على قلى خان را دخيل در عمل مقرب الخاقان نوروز خان سرتيپ نكنم ، كه به هم غرض دارند ، ملتفت اين نكته بودم ، چون او را مغرض فهميدم . محض اطلاع خود ، كه آن 6 نفر مرتكبين را بشناسم به منزل سليم خان سرتيپ رفتم . آخر شب ، محرمانه مأموريت خود را به سليم خان گفتم [ و ] محل و مكان آن 6 نفر را از او جويا شدم . گفت : « دو پسران درويش نزد من هستند . ابراهيم در سر طويله نوروز خان جلودار است . حسين برادرزادهء ابراهيم در محمودچق است . قاسم پسر مشهدى حسين خياط ، الان در قراتپه « 2 » نزد حسين خان سرهنگ است . محمود برادر آقا بيك در محمود چق است . » گفت : « اين تفصيل را ابدا در اين صفحات من نشنيدهام . تا [ به ] حال [ هم ] به گوش احدى نخورده است ؛ و اين 6 نفر ضدّ يكديگر هستند . ممكن نيست كه اينها به اتفاق هرگز يك عملى را بكنند . » من در نزد خود تصوّر كردم كه يا محض خصوصيّت با نوروز خان سرتيپ اين مبالغه را مىكند كه چنين عملى نشده ؛ يا اينكه جميعشان متفقا در اين كار شريك هستند .
--> ( 1 ) . مسوده ( mosavvade ) ، نوشته شده ، نوشته ، پيشنويس . ( 2 ) . قراتپه يا قرهتپه ( Qareh Tappeh ) كنونى از توابع شهرستان شاهيندژ ، كه 5 كيلومتر با آغچه مسجد فاصله دارد .